الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

617

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

( 1 ) بيابان‌نشين‌ها را در همان بيابان‌نشين‌ها تقسيم مىكرد و زكات شهرىها را ميان شهرىها و مصارف هشتگانه را برابر منظور نمىكرد كه به هر مصرفى درست يك هشتم را بدهد ولى آن را به حساب هر كدام از مصارف هشتگانه كه در دسترس او بود و در برابر او بود تقسيم مىكرد و مصرف مىنمود به اندازه‌اى كه هزينهء يك سال آنها را بس باشد ، در اين باره ، دستور معينى نبود و نه اندازهء مضبوط و نامبرده و نه ثبت‌شده‌اى در كتب ، همانا به اندازه‌اى كه رأى او بود و در مصرفى كه حاضر بود صرف مىكرد تا هر گونه نيازمندى هر قومى را بر آورد و اگر در اين ميانه ، چيزى از حاجت‌مندى محل ، فزون مىشد ، آن را بر ديگران عرضه مىكرد . و انفال ، با پيشوا است ( كه پيغمبر و امام باشد ) و هم چنان هر زمينى كه در زمان پيغمبر ( ص ) فتح شده است تا آخر ابد و آنچه به نيروى قشون اسلام فتح شده چه به دعوت حكام جور بوده يا امام عادل ، زيرا تعهد پيغمبر ( ص ) در اولين و آخرين يكى است براى آنكه رسول خدا ( ص ) فرمود : مسلمانان همه برادرند و خونشان برابر است و تعهد پسترين و كوچكترين آنها در عهدهء همه است ، در مال خمس كه به مستحق آن داده شود زكاتى نيست زيرا معاش مردم فقير و بىنوا در اموال مردم مقرر شده طبق سهام هشتگانه و براى فقراى خويشان پيغمبر نيمى از خمس مقرر شده است و آنها را بدان از صدقات مردم و از صدقات پيغمبر و امام بىنياز ساخته ، پس نه فقيرى از مردم بجا مانده و نه فقيرى از خويشان پيغمبر ( ص ) جز آنكه بىنياز شده و ديگر فقيرى وجود ندارد و از اين رو بر دارائى پيغمبر و امام زكاتى نيست زيرا فقير و نيازمندى وجود ندارد ولى بر عهدهء آنها است مخارج پيش آمدهائى كه براى آنها رخ مىدهد از